اگربارگران بوديم!رفتيم !!!
...اين روزا قصه ها همش قصه دل سوزوندنه
خلاصه ي حرف همه پرزدن و نموندنه...
نميدونم چي شد
نميدونم چي شد كه شروع كردم به نوشتن شايد بغضي كه سالها توي گلو داشتم بالاخره تاب نياوردو تركيد !
بايد بگم تو اين يك ماه دوستان عزيزان وهمسنگران بسياري لطف كردندو پاي بر سرزمين دل ما نهادند چيزي جز دعا ندارم كه تقديم راهشان كنم
من با يه احساس نوشتن رو شروع كردم و همون احساس بهم ميگه كه ديگه بسه؟!
فكر ميكنم حرفهايي رو كه بايد بزنم زدم!
درمورد اسم انتخابي براي وبلاگم بايد يه توضيحي بدم برعكس اينكه خيلي از عزيزانم فكر ميكردند من با خدا دعوا دارم! خيلي از عزيزان تصور اينو داشتن كه از زندگي نااميد شدم و يا اينكه توي دلم يه دنيا غم تلمبار شده !
درسته غم هست ولي كسي كه غم رو ميده صبرش رو هم ميده تا بحال هيچ وقت به اين شادي و اميدواري نبودم وهيچ موقع اجازه ندادم تا نااميدي مجالي براي عرض اندام پيدا كنه و منو با خودش ببره!
نه اين جمله دو پهلو بود واز انتخاب اون تعمدي داشتم اگه سوالي خونده بشه متوجه ميشيد گفتم اگه با خدا دعوا داري بيا اينجا؟!
يعني اگه خدايي نكرده كسي هست كه هنوز تو دلش براي خدا جايي باز نكرده و يا قهره هنوز بياد ببينه ميشه با خدا صميمي شد وهمه حرفها رو بهش زد!
نه! نميگم ويا ادعاي مومني ندارم !چون منم يه فراري بودم ولي خودش باز خريدم!
اخرين مطلب رو با ياد و نام آقاي غريبم امام علي بن موسي الرضا (ع) به پايان رسوندم چون اعتقاد دارم همين نيم نگاه آقا بود كه ...
يا رضا رضا ميگم تا قلبم اروم بگيره
اگر به كسي توهيني كردم خدايي ناكرده ويا اينكه بدي كردم يا اگه درپاسخ دادن به نظرهاي پرمهر شما بي مهري كردم ازهمه عزيزانم عذرخواهي ميكنم
حلالم كنيد
التماس دعا
پست ترين بنده خدا در ژرف ترين رتبه بندگي
فرحان سعيد يوسف
اخرين مطلب : حتي كمتر از آهو !!!
اومدم تا ببينم لحظه عاشق شدنو
به دلم افتاده بود صدا زدين اقا منو
دل تنها مو آوردم با يه دنيا دلخوشي
كمتراز اهو كه نيستم ميشه ضامنم بشي
اومدم همسايه هاي پاپرت رو دون بدم
دلمو رو دست بگيرم تا بهت نشون بدم
روبروي گنبدت سجده كنم سلام بدم
خسته نيستم اگه من
از راه دروي اومدم
بگم افتابي و عاشقم درست مثل جنوب
با همون لحجه دريايي كه ميدوني تو خوب
روبروت بي اختيار دوباره زانو بزنم
ميون گريه بگم غريب و دربه در منم
تورو شاهد بگيرم كه با خدا حرف بزني
ميدونم كه دست رد باز به سينم نميزني
ميدنم شفاعتت بي منته زبون زده
به همين اميد.... دلم به مشهد تو اومده
تو كه اسمت باغم نقاره ها روي لباست
همه صحن طلات رد پاي فرشته هاست
دست خالي هيچكسي ازدرخونت نميره
يا رضا رضا ميگم تا قلبم آروم بگيره
اگه دلي شكست واشكي جاري شد مريضا رو از ياد نبريم!
۸۷/۳/۲۰
